فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

98

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

ماوراء نهر و رجوليّت و تفرد در آن وصف حضرت خان را بر اتمّ وجهى حاصل است چنانچه مشهور عالم و مذكور السنهء جميع اولاد آدم است و خروج و ظهور آن حضرت از ماوراء النهر خود بسيار [ 41 پ ] ظاهرست ، على الخصوص آنكه اول نوبتى كه آن حضرت از آب آمويه جهت محاصرهء بلخ عبور فرمودند سنهء تسع و تسعمايه بود و لفظ حرّاث با ملاحظهء تكرار حرف راء به حساب جمّل موافق آن مىافتد . دوم آنكه فرمود : گويند آن مرد را حارث و اين تقرير به دو نوع مىباشد : يكى آنك نام او حارث باشد و ديگر آنكه وصف او حارث باشد . اگر مراد آن باشد كه نام او حارث باشد اين معنى باتمّ وجهى بر آنحضرت صادق است ، زيرا كه اصحاب لغت گفته‌اند معنى حارث شيرست و ابو نصر فراهى « 1 » كه صاحب نصاب الصبيانست در لغت گفته كه حارث شيرست و اگرچه عامّهء اهل لغت گفته‌اند كه ابو الحارث كنيت شيرست ، فامّا چون او گفته حارث شيرست و از معتمدان اهل لغت است سخن او را در آن باب اعتبار مىتوان كرد و بدان اعتماد مىتوان نمود و برين تقدير مردى كه او را شير گويند جامع تركيب شير مردست و شير مرد از القاب مشهور حضرت شير زمان ، شير دل شجاعت نشان ، خان عالى مكانست و اين لقب مشهورترين القاب آنحضرتست ، چنانچه در تمامى الوس اوزبك و مغول آنحضرت را شير مرد ميخوانند و شهرت اين لقب از ان بيشترست كه بشرح و مبالغه احتياج داشته باشد . پس گوييا فرموده : بيرون آيد از وراء نهر شير مرد و برين تقدير آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم ، حضرت خانرا بلقب مشهور ياد فرموده باشد جهت تعريف و تعيين و نشانه تا همه كس او را باز شناسند و در طريق خدمت و متابعت او در آمده شرف ائتمار بامرى كه ايشانرا شده در باب وجوب نصرت و اجابت دريابند و اگر مراد وصف باشد ، حارث در زبان عرب به پنج معنى اطلاق كنند : اول كاسب و به اين معنيست آنچه حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم فرمود : « اصدق الاسماء الحارث » يعنى صادقترين نامها كه

--> ( 1 ) - در اصل : فرهى .